فریرون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریرون . [ ف َ ] (ص، اِ) کسی و چیزی باشد که بازپس رود نه بطریق صلاح یعنی روزبه نباشد. (برهان ) (صحاح الفرس ). فرارون : چون دلت از بلخ شد به یمگان خرسند پس چه فریدون بسوی تو چه فریرون . ناصرخسرو. رجوع به فرارون شود.