واژه‌جو

فریزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فریزی . [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه ٔ شهرستان مشهد که دارای ١٤٠١ تن سکنه است . آب از رودخانه و محصولات آنجا، غلات، بنشن، سیب زمینی و میوه جات و خشکبار است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی فریزی | واژه‌جو