واژه جو

فزاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزاری . [ ف َ ری ی ] (ص نسبی ) منسوب به فزارة که قبیله ای است . (سمعانی ).

فزاری . [ ف َ ] (اِخ ) ابراهیم بن اسحاق . رجوع به ابراهیم بن اسحاق شود.

معنی فزاری | واژه جو