واژه جو

فزیدیوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزیدیوس . [ ] (اِخ ) شهری است که منقلوس در آنجا بود. (فرهنگ اسدی ). در وامق و عذرای عنصری آمده است : ز فزیدیوس و ز دیقیریا چه مایه شبه شد بلوقاریا. عنصری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ).

معنی فزیدیوس | واژه جو