واژه جو

فزیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فزیز. [ ف َ ] (ع مص ) دویدن ریم از جراحت . (تاج المصادر بیهقی ). روان شدن زخم . (منتهی الارب ).

معنی فزیز | واژه جو