فس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فس . [ ف ِس س / ف ِ ] (اِ صوت ) نام آواز برآمدن بادی محبوس، از شکاف یا سوراخی که یابد. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ آواز خفیف اخراج باد از مخرج انسان یا حیوانات . - چس و فس ؛ چیزهای بی ارزش و پست .
فس . [ ف ِ ] (اِ) نام کلاهی که در شهر فس واقع در غرب افریقا می ساختند و آن کلاه معمولی ترکان عثمانی و مصریان بود و در واقع نوعی فینه بود که از نمد یا ماهوت سرخ بی درز ساخته می شد. (از یادداشتهای مؤلف ).