فصیح خوافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فصیح خوافی . [ ف َ ح ِ خوا / خا ] (اِخ ) فصیح الدین احمدبن جلال الدین محمد... خوافی مورخ معروف و مؤلف مجمل فصیحی . وی به تصریح خودش در سال ٧٧٧ هَ . ق . متولد شده و به احتمال قریب به یقین وفاتش در سال ٨٤٥ هَ .ق . و بنابراین مدت عمر او ٦٨ بوده است . محل تحصیل ونشو و نمای او ظاهراً هرات بوده و خود او ضمن وقایعسال ٨٠٧ هَ . ق . پس از مرگ تیمور اولین اطلاع را از دخالت خود در امور دولتی میدهد، به این قرار که شاهرخ او را از هرات با دو تن از امرا مأمور تحویل گرفتن خزائن خود از شیخ عمر خازن میکند. نیز از اینکه درضمن اخبار همان سال اشاره میکند که در قتل سیدحسن خوارزمی نفوذ او مؤثر بوده است، چنین برمی آید که وی در آن سال سابقه ٔ خدمتی داشته و از چندین سال پیش وی را در کارهای دولتی راه داده بودند. در سال ٨٢٠ هَ . ق . به عضویت دیوان حضرت اعلی - شاهرخ - منصوب و یک سال بعد معزول شد. در سال ٨٢٤ هَ . ق . برای انجام مهمات دیوانی به کرمان رفت و در سال ٨٢٧ هَ . ق . بازگشت . سرانجام در سال ٨٣٦ هَ . ق . در زمان بایسنغر خدمت دولتی او پایان یافت . سپس خانه نشین شد و همواره ازدستگاه حکومت زمان شکایت داشت تا به سال ٨٤٥ هَ . ق . مورد غضب گوهرشادآغا قرار گرفت و به امر او در خانه ٔ امیربیک زندانی گردید و در همان سال یک بار آزاد گردید و باز هم چندی نگذشت که به قول خودش «به خانه ٔشوم امیربیک به بندی تنگ تر افتاد». ولی شب چهارم رجب همان سال آزاد شد و از آن پس چگونگی زندگانی او روشن نیست . از او فرزندی به نام نصیرالدین محمد بوجود آمده که در سال ٨٢٦ هَ . ق . درگذشته است . نیز فرزندی دیگر بنام جلال الدین ابوسعید داشته که وفات او را درسال ٨٣٤ هَ . ق . نوشته و برای مرگ او ماده تاریخی هم ساخته است . (از مقدمه ٔ مجمل فصیحی چ محمود فرخ ).