فلج شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلج شدن . [ ف َ ل َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مبتلا گردیدن به بیماری فلج . افلیج شدن . ◄ به کنایت، از رونق افتادن کار، یا از کار افتادن یک سازمان یا اداره .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلج شدن . [ ف َ ل َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مبتلا گردیدن به بیماری فلج . افلیج شدن . ◄ به کنایت، از رونق افتادن کار، یا از کار افتادن یک سازمان یا اداره .