فلک دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلک دست . [ ف َ ل َ دَ ] (ص مرکب ) آنکه دستش قدرت آسمانی دارد. نویسنده ای که حکمش مثل حکم آسمانی است . مقتدر. فرمانروا : کو فلک دستی که چون کلکش به هم کردی سخن دختران نقش یک یک بر پرن بگریستی . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فلک دست . [ ف َ ل َ دَ ] (ص مرکب ) آنکه دستش قدرت آسمانی دارد. نویسنده ای که حکمش مثل حکم آسمانی است . مقتدر. فرمانروا : کو فلک دستی که چون کلکش به هم کردی سخن دختران نقش یک یک بر پرن بگریستی . خاقانی .