فژولیدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فَ دَ) (مص م.) افژولیدن، پریشان ساختن، پراکنده کردن.
(فِ دَ) (مص ل.) پژولیدن، پریشان شدن، پژمرده شده.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فَ دَ) (مص م.) افژولیدن، پریشان ساختن، پراکنده کردن.
(فِ دَ) (مص ل.) پژولیدن، پریشان شدن، پژمرده شده.