فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
از جمال مصطفی روئی بیاد آمد مرا وز دم و یس القرن بوئی بیاد آمد مرا فکرتم در سر معراج نبی اوجی گرفت قرب حق سوی بیسوئی بیاد آمد مرا درکنار بحرعلم ساقی کوثر شدم از بهشت معرفت جوئی بیاد آمد مرا سوی وجه الله رهی میخواستم روشن چو مهر زاهل عصمت یک بیک روئی بیاد آمد مرا زلف بر رخسار خوبان دیدهام از سرکنه اهل ایمان را سر موئی بیاد آمد مرا در شب تاری بدل نور عبادت چون نیافت روی حورائی و گیسوئی بیاد آمد مرا فیض را در شاعری فکر کهن از یاد رفت در حقیقت فکرت توئی بیاد آمد مرا