فیض کاشانی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۷۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
غم عشقت فزون شد چون کنم چون شکیب از حد برون شد چون کنم چون مرا بیجرمی از خود دور کردی دلم زینغصه خون شد چون کنم چون بکام اژدهای غم فتادم نمیدانم که چون شد چون کنم چون دلی کان با وصالت داشت آرام کنون در هجر خون شد چون کنم چون ز عشقتای پری دیوانه گشتم سراپایم جنون شد چون کنم چون بگرداب بلائی مبتلایم که نتوان زان برون شد چون کنم چون بلای عشق و بیتابی و مستی جنون من فنون شد چون کنم چون دلم در زلف بیآرام جا کرد سکونم بیسکون شد چون کنم چون نمیگنجد دگر در سینه فیض غمش از حد برون شد چون کنم چون