واژه‌جو

قاتم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قاتم . [ ت ِ ] (ع ص ) از قتم . سیاهگون . (منتهی الارب ). سیاه . (ناظم الاطباء). ◄ یوم قاتم ؛ روزی گردآلود. (مهذب الاسماء). قاتن با نون نیز آمده . قاحم . (از منتهی الارب ).

معنی قاتم | واژه‌جو