قاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قاج . (ترکی، اِ) قاچ . پاره ای از خربزه و هندوانه و مانند آن . قاش . (ناظم الاطباء). قاش خربزه وتربز و مانند آن . (آنندراج ). ◄ نوعی از تیر. (ناظم الاطباء). پر تیر. (آنندراج ) : ز قاجی که جانان به یاران فروخت دل لخت لخت من از غصه سوخت . میرزا طاهر وحید. عدو خواه باشد جوان خواه پیر بیک قاج گردد از او عمر سیر. میرزا طاهر وحید (از آنندراج ). - قاج ِ شش پر ؛ تیری که صورت قاش دارد. (آنندراج ).