قارزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قارزی . (اِخ ) دهی است از دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار در ٢٨هزارگزی جنوب صفی آباد واقع و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی سردسیری است . ٢٤١ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و میوه جات و تریاک و شغل اهالی زراعت و باغداری است . راه مالرو دارد و در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قارزی . [ رِ ] (اِخ ) غسان بن محمد عابد، مکنی به ابوجعفر. از اهل نیشابور است . وی از عبیداﷲبن مسلم دمشقی و محمدبن رافع روایت کند و ابوالحسن بن هانی عدل از او روایت دارد. (الانساب سمعانی ).
قارزی . (اِخ ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. در ٢٠هزارگزی شمال صفی آباد و ٤هزارگزی خاور اتومبیل رو صفی آباد به بام و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است . ٦٧٦ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و میوه جات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).