قارون شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قارون شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) توانگر شدن : مپندار گر سفله قارون شود که طبع لئیمش دگرگون شود. سعدی (بوستان ). قارون گرفتمت که شدی در توانگری سگ نیزبا قلاده ٔ زرین همان سگ است . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قارون شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) توانگر شدن : مپندار گر سفله قارون شود که طبع لئیمش دگرگون شود. سعدی (بوستان ). قارون گرفتمت که شدی در توانگری سگ نیزبا قلاده ٔ زرین همان سگ است . سعدی .