قباپوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قباپوش . [ ق َ ] (نف مرکب ) پوشنده ٔ قبا : غلام قامت آن لعبت قباپوشم که از محبت رویش هزار جامه قباست . سعدی (بدایع). من ماه ندیده ام کله دار من سرو ندیده ام قباپوش . سعدی . نگاری چابکی شنگی کله دار ظریفی مهوشی ترکی قباپوش . حافظ.