قبطیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبطیة. [ ق ِ طی ی َ ] (اِخ ) (ماریه ٔ...) دختر شمعون مادر ابراهیم سریه ٔ آن حضرت صلی اﷲ علیه و سلم است . (منتهی الارب ).
قبطیة. [ ق ِطی ی َ ] (ص نسبی ) تأنیث قبطی . رجوع به قبطی شود.
قبطیة. [ ق ُ / ق ِ طی ی َ ] (ص نسبی ) (ثیاب ...) جامه ٔ کتان سپید منسوب به قبط. و ضم آن بر خلاف قیاس است . ج، قَباطی و قَبّاطی . (منتهی الارب ).