واژه جو

قبور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قبور.[ ق َ ] (ع ص ) زمین پست و نرم . ◄ خرمابن زود بارآور. ◄ خرمابن که بارش در شاخ او بوده باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

قبور. [ ق ُ ] (ع اِ) ج ِ قبر. (منتهی الارب ). گورها. (ناظم الاطباء).

معنی قبور | واژه جو