واژه جو

قبوص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قبوص . [ ق َ ] (ع ص ) اسب استوارخلقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ اسب سخت تیز و تند که چون تازند آن را جز نوک سم وی بزمین نرسد. (منتهی الارب ). اسب سخت تند و تیز که چون بر وی هی کنند جز نوک سمب آن به زمین نرسد. (ناظم الاطباء).

معنی قبوص | واژه جو