قبیعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبیعه . [ ق َ ع َ ] (ع اِ) بند شمشیر و کارد. ◄ آنچه که بر سر قبضه باشد از سیم یا از آهن . ◄ یا آنچه زیرهر دو شارب قبضه است . ◄ سوراخ بینی خوک .یا آن قبیعه کسکینه است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبیعه . [ ق َ ع َ ] (ع اِ) بند شمشیر و کارد. ◄ آنچه که بر سر قبضه باشد از سیم یا از آهن . ◄ یا آنچه زیرهر دو شارب قبضه است . ◄ سوراخ بینی خوک .یا آن قبیعه کسکینه است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).