قبیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قبیلة. [ ق َ ل َ ] (اِخ ) نام اسب حُصَین بن مرداس . (منتهی الارب ).
قبیله . [ ق َ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) گروه از فرزندان یک پدر. (منتهی الارب ). گروهی مردم از یک پدر. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). جماعتی را گویند که از یک پدر باشند. (برهان ). ◄ پاره ای از کله ٔ سر فراهم آمده با پاره ٔ دیگر. ج، قبایل . ◄ دوال لگام . ◄ سنگ بزرگ سر چاه . (منتهی الارب ).