واژه جو

قتور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قتور. [ ق َ ] (ع ص ) نفقه تنگ کننده بر عیال .(منتهی الارب ). بخیل . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل ).

قتور. [ ق ُ ] (ع مص ) تنگ کردن نفقه را بر عیال . (آنندراج ).

معنی قتور | واژه جو