واژه جو

قحول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قحول . [ ق ُ ] (ع مص ) بر استخوان خشک گردیدن پوست . (منتهی الارب ). خشک شدن پوست بر استخوان . (آنندراج ). گویند: قَحَل َ قحولاً و قُحِل قحولاً. (منتهی الارب ).

معنی قحول | واژه جو