قرق کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قُ رُ. کَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.) جایی را خلوت کردن و مانع ورود دیگران شدن.واژه قبلی: قرقواژه بعدی: قرقاول