قرقاول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ وُ) (اِ.) تذرو، خروس کوهی، تورنگ.مترادفها و واژههای مرتبطتذرو، ترنگواژه قبلی: قرق کردنواژه بعدی: قرقره