قرقفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرقفة. [ ق َ ق َ ف َ ] (ع مص ) لرزانیدن . ◄ ترسانیدن . ◄ دندان بر هم زدن مرد سرمازده از شدت سرما. گویند: قُرْقِف َ الصرد (مجهولاً)؛ یعنی دندان بر همدیگر زد مرد سرمازده از شدت سرما. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) درشتی و بلندی آواز کبوتر و گشن، و خنده . (منتهی الارب ).