قرناق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قُ یا قِ) [ تر. ] (اِ.) خدمتکار، کنیزک. ج. (به سیاق فارسی) قرناقان.واژه قبلی: قرنواژه بعدی: قرنطینه