قروری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قروری . [ ق َ ] (ع ص نسبی ) نسبت است به قرور. ◄ اسب درازجثه ٔ درازدست وپای . (ازمنتهی الارب ).
قروری . [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است میان حاجر و نقره . (منتهی الارب ). رجوع به قَروری ̍ شود.
قروری . [ ق َ را ] (اِخ ) موضعی است در راه کوفه . (منتهی الارب ). جائی است میان معدن و حاجر در ١٢میلی حاجر که در آن چاه و برکه ای است دارای آبی گوارا، و از آنجا راه نقره و معدن از هم جدا گردند. (معجم البلدان ).