قرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قرور. [ق ُ ] (ع مص ) ثبات و قرار ورزیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ آرمیدن . (منتهی الارب ). ◄ خنک گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).روشن چشم گردیدن . (ترجمان ترتیب عادل ). ◄ سپری شدن گریه . ◄ دیدن آنچه آرزوی دیدن آن را دارند. (منتهی الارب ). گویند: قَرَّت ْ عَینُه ُ قروراً و قرةً [ ق َرْ / ق ُرْ رَ ]؛ خنک گردید، سپری شد گریه، یا دید آنچه آرزوی آن داشت . (منتهی الارب ).
قرور. [ ق َ ] (ع ص ) آب خنک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).