قریع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ) [ ع. ] (ص. اِ.) سرور قوم، مهتر.واژه قبلی: قریضواژه بعدی: قرین