قرین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(قَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- همسر، همدم. ۲- یار. ۳- نزدیک. ج. قرنا(ء)، اقران.مترادفها و واژههای مرتبطانیس، محشور، مصاحب، مقارن، مقرب، مقرون، ندیم، همنشین، یاربسان، سان، شبیه، عدیل، مانند، مثل، نظیر، وش، همال، همتاواژه قبلی: قریعواژه بعدی: قرینه