قط زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قط زدن . [ ق َ زَ دَ ] (مص مرکب ) مرکب است از قط به معنی بریدن هرچه باشد یا بر پهنا بریدن، و زدن فارسی . (آنندراج ) : نویسم چون به سوی یار از حال درون نامه به دندان قط زنم انگشت و بنویسم به خون نامه . مسیح کاشی (از آنندراج ).