قط کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قط کردن . [ ق َ ک َ دَ] (مص مرکب ) مرکب است از قط عربی به معنی بریدن یا بر پهنا بریدن، و کردن فارسی . (آنندراج ) : جای ناخن تیغسر میزد ز انگشتان ما چون قلم در وصف مژگان تو میکردیم قط. ابوالبرکات منیر (از آنندراج ).