قطاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطاط. [ ق َ طِ ] (ع اِ فعل ) بس است مرا. (منتهی الارب ). حسب . (اقرب الموارد).
قطاط. [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قِطّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قِطّ شود. ◄ مثال که بر آن قطع کنند. (منتهی الارب ). المثال الذی یحذی علیه . (اقرب الموارد). ◄ مدار سم ستور. ◄ سخت برپیچیدگی و مرغولی موی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سخت و شدید. (اقرب الموارد). ◄ کرانه ٔ بالائین غار کوه . ◄ کرانه ٔ کوه . ◄ کرانه ٔ سنگ که گویا بریده شده است . ج، اَقِطّة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قطاط. [ ق َطْ طا ] (ع ص ) مبالغه است از قَطّ. رجوع به قَطّ شود. (اقرب الموارد). خراط که حقه ساز است . (منتهی الارب ).