قطاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطاع . [ ق ِ ] (ع اِ) کازود و کارد که بدان جامه و چرم و مانند آن بُرند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ درم . (منتهی الارب ). دراهم . (اقرب الموارد). ◄ هنگام رسیدن خرما و انگور و جز آن و هنگام درودن آن . (منتهی الارب ): هذا زمن القطاع، و یفتح ؛ ای زمن صرام النخل . (اقرب الموارد). ◄ ج ِ قِطْع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قِطْع شود. ◄ ج ِ قطیع، به معنی شاخی که از آن تیر سازند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قطیع شود.
قطاع . [ ق ِ ] (ع مص ) بریده و سپری شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). بریده و سپری شدن آب چاه . (آنندراج ). رجوع به قَطاع و قُطوع شود. ◄ از سردسیر به گرمسیر رفتن پرنده و به عکس .(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُطوع شود.
قطاع . [ ق َ ] (ع اِ) هنگام رسیدن خرما و انگور و جز آن و هنگام درودن آن . (منتهی الارب ). رجوع به قِطاع شود. ◄ (مص ) بریده و سپری شدن و منقطع شدن، یا کم شدن . رجوع به قُطوع شود. ◄ از سردسیر به گرمسیر رفتن یا به عکس . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قِطاع و قُطوع شود.