قطربلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطربلی . [ ق ُ رُب ْ ب ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به قطربل . (اللباب ). رجوع به قطربل شود : خاصه با آهنگهای زلزلی باده های روشن قطربلی . دهخدا.
قطربلی . [ ق َ رُب ْ ب ُ ] (اِخ ) اسحاق بن عبداﷲبن ابی بدر. از راویان است . وی از حسین بن محمد مرورودی روایت کند و ازاو محمدبن حسین عبید العجل روایت دارد. (اللباب ).