قطربل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطربل . [ ق َ رَب ْ ب ُ ] (اِخ ) دهی است برابر شهر آمِد دردیاربکر که در آن نیز شراب فروشند. محمدبن جعفر ربعی حلی در اشعار خود از آن یاد کند. (معجم البلدان ).
قطربل . [ ق ُ رَب ْ ب ُ / ق َ رَب ْ ب ُ ] (اِخ ) نام دهی است بین بغداد و عکبرا که شراب آن مشهور است . این ده تفرجگاه ولگردان و میخانه ٔ میگساران است . شاعران در وصف آن بسی شعر سروده اند. رجوع به معجم البلدان شود.