قطره برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطره برداشتن . [ ق َ رَ / رِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) قطره زدن . (آنندراج ). تند رفتن : ندارد آن درازی ره که سالک قطره بردارد فضای هر دو عالم کرد راه نیم گام اینجا. نورالدین ظهوری (از آنندراج ). رجوع به قطره زدن شود.