قطعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطعی . [ ق ُ عی ی ] (ص نسبی )نسبت است به ابوقطعة، و آن حیی است . (منتهی الارب ).
قطعی . [ ق ُ طَ عی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قطیعة، و آن بطنی است از زبید. (اللباب ).
قطعی . [ ق َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قطع. ◄ (اِخ ) فرقه ای از شیعه . رجوع به قَطْعیّة شود.