قطف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطف . [ ق َ ] (ع مص ) بریدن و چیدن . (منتهی الارب ). ◄ چیدن و گرد آوردن . ◄ گرفتن چیزی را به شتاب و ربودن آن را. (اقرب الموارد). ◄ خراشیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کند و بد راه رفتن . (اقرب الموارد): قطف قطفاً و قِطافاً و قُطوفاً؛ ضاق مشیها و بطؤ و اسائت السیر و ابظأت . و یا قطاف اسم است نه مصدر، گویند:فی دابته قطاف ؛ ای ضیق فی المشی . (اقرب الموارد).
قطف . [ ق َ ] (ع اِ) یکی قطوف . (اقرب الموارد). رجوع به قطوف شود. ◄ (اِمص ) (اصطلاح عروض ) حذف تاء و نون و ساکن کردن لام است از مفاعلتن تا مفاعل ْ گردد و به فعولن نقل شود. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) گیاهی است نرم دارای برگ پهن که آن را پزند. واحد آن قَطْفة است . (اقرب الموارد).
قطف . [ ق ِ ] (ع اِ) خوشه ٔ انگور. (منتهی الارب ).خوشه ٔ انگور هنگام چیدن . ج، قِطاف، قُطوف . ◄ اسم است میوه های چیده شده را. (اقرب الموارد).