قمجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمجار. [ ق ِ ](معرب، ص، اِ) قَوّاس . قمنجر. (اقرب الموارد). رجوع به قمنجر شود. ◄ غلاف سکین . (المعرب جوالیقی ص ٢٥٣). و این فارسی معرب است . (جوالیقی ص ٢٥٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمجار. [ ق ِ ](معرب، ص، اِ) قَوّاس . قمنجر. (اقرب الموارد). رجوع به قمنجر شود. ◄ غلاف سکین . (المعرب جوالیقی ص ٢٥٣). و این فارسی معرب است . (جوالیقی ص ٢٥٣).