قنداق کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنداق کردن . [ ق ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بستن شیرخواره را در قنداق . ◄ بستن حوله ٔ یک پارچه ٔ تر پیرامون سینه و پهلو و پشت مبتلای به ذات الریه و ذات الجنب . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنداق کردن . [ ق ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بستن شیرخواره را در قنداق . ◄ بستن حوله ٔ یک پارچه ٔ تر پیرامون سینه و پهلو و پشت مبتلای به ذات الریه و ذات الجنب . (یادداشت مؤلف ).