قه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قه . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نیاسر بخش قمصر شهرستان کاشان، سکنه ٔ آن ٢٥٠ تن . آب آن از چشمه و قنات . محصول آن غلات، میوه جات و شغل اهالی آنجا قالی بافی است . راه مالرو و یک مزرعه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
قه . [ ق َهَ هَ ] (ع اِ صوت ) حکایت آواز خنده . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) هو فی زَه ة و فی قَه ة؛ یعنی خوشرو و خندان است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ (مص ) ترجیعدادن در خنده یا بسختی خندیدن مانند قهقهه یا درمیان خنده، گفتن «قه » و هرگاه این گفتن مکرر شود آن را قهقهه گویند. (از اقرب الموارد). سخت خندیدن یا آوازگردانیدن در خنده یا لفظ قه گفتن در خنده پس تکرار نمودن آواز قهقهه برآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).