قیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیال . [ ق ُی ْ یا ] (ع ص، اِ) ج ِ قائل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قائل شود.
قیال . (اِخ ) نام کوهی است بلند در بادیه . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیال . [ ق ُی ْ یا ] (ع ص، اِ) ج ِ قائل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به قائل شود.
قیال . (اِخ ) نام کوهی است بلند در بادیه . (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).