قیروتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیروتی . [ ق َ ] (معرب، اِ) موم روغن . (برهان ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ بعضی گویند مرهمی باشدکه آن را از گل سرخ و اکلیل الملک و زعفران و کافورو موم سازند. (منتهی الارب ) (برهان ). نخست روغن گرم باید کرد و موم در وی گداختن، و در ده درم روغن دو درم موم باید سود یا دو درم و نیم و آنچه با وی ترکیب خواهند کرد از عصاره و غیر آن در هاون بدین موم روغن می باید افکندن و به دسته ٔ هاون مالیدن تا هموار گردد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به قیر و قیرس شود.