قیصریه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قیصریة. [ ق َ ص َ ری ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث قیصری، منسوب به قیصر.
قیصریة. [ ق َ ص َ ری ی َ ] (اِخ ) از اقلیم پنجم است طولش از جزایر خالدات سط و عرض آن از خط استوا لطک در پای کوه ارجاسب افتاده است . شهری بزرگ است قلعه ٔ آن را سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی بارو از سنگ تراشیده ساخت . حقوق دیوانیش صدوچهل هزاردینار است . در معجم البلدان آمده است : در او بلیناس حکیم جهت قیصر حمامی ساخته بود که به چراغی گرم میشد و در او مقامی است منسوب به مجلس محمدبن حنفیةبن امیرالمؤمنین علی کرم اﷲ وجهه و او را عظیم متبرک دارند. (نزهةالقلوب ج ٣ ص ٩٨). رجوع به قیساریة شود.
قیصریه . [ ق َ ص َ ری ی َ ] (معرب، ص نسبی، اِ) دراهمی است منسوب به قیصر روم . رجوع به النقود العربیة ص ١٥٢ شود.