لابیرنت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لابیرنت . [ رَ ] (فرانسوی، اِ) از یونانی لابورینتس . بنائی مشتمل بر قطعات متعددّه که پیدا کردن مدخل و مخرج آنها بسیار صعب باشد.
لابیرنت . [ رَ ] (اِخ ) لپ رهونیت، کاخی بزرگ چهار گوش (٢٠٠ گز * ١٥٠ گز) به مصر. در محل کنونی دهکده ٔ هَوارَه به مشرق دریاچه ٔ مُریس . داخل آن شامل عده ای بسیار از اطاقهای کوچک و تاریک به شکل مربع بود که بتوسط دالانهای درهم به هم ارتباط داشتند و بیگانگان بهیچوجه نمیتوانستند در آنها راه خویش را بیابند. آنجا مقبره پیرامید آمنمهات [ م ِ ن ِ ] سوم از سلسله ٔ دوازدهم بود. ◄ نیز در اقریطش (کرت ) لابیرنتی بود که ددال آن را برای مینوتر ساخت . ◄ نیز در ایتالیا در شهر کلوتریوم لابیرنت دیگری وجود داشته است .