لایجوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یَ) [ ع. ]<BR>۱- (جملة فعلی) شایسته، نیست.<BR>۲- (ص مر.) ناروا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یَ) [ ع. ] ۱- (جمله فعلی) شایسته، نیست. ۲- (ص مر.) ناروا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لایجوز. [ ی َ ] (ع جمله ٔ فعلیه، ص مرکب ) (از: لا + یجوز) که روا نباشد. که جایز نیست . ناجایز. ناروا : یجوز و لایجوزستش همه فقه از جهان لیکن سرا یکسر ز مال وقف گشتستش چو جوزائی . ناصرخسرو. هرچه کان گفت لایجوز چنین آن دگر گفت عندنا لابأس . ناصرخسرو. دانه ٔ دین ز لایجوز و یجوز سیر شیرش نکرده بود هنوز. سنائی . صوفی و عشق در حدیث هنوز سلب و ایجاب و لایجوز و یجوز. سنائی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی