لجح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لجح . [ ل ُ ] (ع اِ) تک و پستی چاه و وادی . (منتهی الارب ). ◄ پایاب که سرش تنگ بود و بن فراخ . ج، لجوح . (مهذب الاسماء).
لجح . [ ل َ ج َ ] (ع اِ) پلک بالایین چشم . ◄ (مص ) گوشت گرفتن بام چشم . ◄ روان شدن خم چشم . (منتهی الارب ). ◄ چشم پر خیم کردن . (زوزنی ).